فصل اول – مقدمه

مقدمه یکی از مهمترین بخش های یک پایان نامه است. در حقیقت مقدمه پاسخ به این سوال است که: ” چرا پژوهش انجام شده است “. بیشتر اوقات مقدمه سبب امتداد مطالعه مخاطبان می شود. این جمله به این معنی است که، در صورتی که یک مقدمه فاقد اعتبار باشد و اصولا ضعیف جلوه داده شود، خواننده از ادامه خواندن آن پژوهش خود داری می کند. براساس تحقیقات صورت گرفته، اکثر داوران در مجلات علمی تصمیم خود را پیرامون قبول یا رد مقاله در ۱۵ دقیقه اول خواندن آن که عمدتاً منطبق با مقدمه است می‌گیرند. لیکن مقاله نویسان حرفه ای پیشنهاد می‌کنند که حداقل نصف زمان نوشتن مقاله، به نگارش مقدمه و نتیجه‌گیری اختصاص یابد.(این امر در پایان نامه نیز صادق است)

ساختار یک مقدمه:

ساختار کلی و محتوای مقدمه چیست؟
بطور کلی ساختار مقدمه از توالی زیر پیروی می‌کند:
۱    ارائه زمینه و دیدگاه درباره موضوع و اهمیت
۲    مروری کوتاه بر متون علمی موجود
۳    بیان منطق منجر به انجام پژوهش
۴    بیان هدف مطالعه
رسالت اصلی مقدمه، پاسخ گویا به این سوال است که چرا مطالعه انجام شده و انگیزه پژوهشگر از انجام آن چه بوده است. ذکر دقیق اینکه چه مطلبی قرار است در پژوهش بیان شود و موضوع اصلی مطالعه چیست مهمترین موضوعی می‌باشد که در مقدمه به آن پرداخته می‌شود.

اولین خط مقدمه:
اولین خط مقدمه را می‌توان مهمترین بخش آن در نظر گرفت چرا که محور آن ایجاد انگیزه در خواننده از طریق تبیین اهمیت و گستردگی موضوع مطالعه است. در جمله اول مقدمه معمولاً موضوع اصلی مطالعه معرفی می‌شود.
پاراگرافهای بعدی به بررسی متون و ذکر هدف مطالعه اختصاص دارد.

سیر ارائه مطالب در مقدمه:
همواره سیر ارایه مطلب در مقدمه از عام به خاص است؛ به عبارت دیگر نویسنده، مطلب را از جنبه‌های کلی شروع می‌کند و رفته رفته به قسمتهای اختصاصی‌تر می‌پردازد تا در نهایت لزوم انجام مطالعه را برای تکمیل آنچه تاکنون انجام شده روشن نماید.

هنر و تکنیک نوشتن یک مقدمه خوب:
لازم است نویسنده در مقدمه به خوبی تاکید نماید که چگونه فرضیه را تهیه کرده است. در این راستا نویسنده باید به خوبی ارتباط مطالعات قبلی با تحقیق خود را روشن کند؛ چرا که عدم توجه به این نکته از شایعترین مشکلات موجود در بخش مقدمه است.

ارجاعات در مقدمه:
نه آنقدر از مطالب کتب مرجع استفاده کنید که فرم کلی کار حالت عامیانه و بدیهی به خود بگیرد و نه آنقدر اختصاصی بنویسید که برای عمده خوانندگان ابهام آفرین باشد.

پاراگراف آخر مقدمه:
خصوصیات مهم پاراگراف آخر مقدمه بهترین محل برای بیان هدف مطالعه است. این قسمت همچنین محل نوشتن مزایای تکنیک یا متدولوژی جدید (اگر تحقیق در این مورد است) نیز می باشد. در جمله آخر این پاراگراف می توانید به اختصار به روش اجرای مطالعه نیز اشاره کنید. اما بهتر است آن را به بخش مواد و روشها واگذار کنید.

زمان نوشتن مقدمه چه موقعی است ؟
یک ترتیب منطقی برای نگارش مقاله می تواند به این صورت باشد که ابتدا بخش مواد و روشها، سپس نتایج، آنگاه مقدمه و در انتها بخش بحث و تجزیه و تحلیل به رشته تحریر درآید.
با این حال عده‌ای معتقدند مقدمه باید قبل از نوشتن سایر قسمتها نوشته شود و برخی دیگر نیز بر این اعتقادند که  در انتها اضافه شود؛  اما به هر شکل بذل  توجه و دقت کافی از جانب نویسنده در تنظیم مقدمه ضروری است.

در پایان این قسمت توجه شما را به شایع ترین مشکلات در نوشتن مقدمه جلب می‌نماییم :

برخی مشکلات شایع در نوشتن مقدمه:
–    عدم بیان هدف از انجام مطالعه که موجب سر در گمی خواننده می‌شود.
–    عدم اشاره به مراجع مرتبط که از اعتبار مطالعه می‌کاهد.
–    شرح تحقیقاتی که ارتباط دوری با مطالعه فعلی دارند و موجب خستگی خواننده می شود.
–    عدم توضیح ساختار تئوریک کلی مطالعه که مخاطب را در خواندن سایر قسمتها فاقد دیدگاه نگه بازمیدارد.

حجم یک مقدمه خوب چقدر است؟
پیشنهاد می‌شود طول مقدمه حداکثر دو صفحه باشد.

درپایان به چندنکته مهم توجه کنید:

  • هرگز در مقدمه به نتایج حاصل از مطالعه اشاره نکنید.
  • تا حد امکان از افعال معلوم استفاده کنید. البته « من » کلمه‌ای است که اکثر داوران از آن دل خوشی ندارند، لذا در استفاده از ضمیر اول شخص پرهیز کنید.
  • به هنگام نوشتن، آنجا که از موضوعی پذیرفته و اثبات شده سخن به میان می‌آورید، از زمان حال ساده و آنجا که به پژوهشها و مطالعات قبلی اشاره می‌کنید از زمان گذشته استفاده نمایید. چنانچه خواستید عبارتی را عیناً از دیگران نقل کنید آنرا داخل گیومه قرار دهید.
  • تا حد امکان از مخفف‌های نادر و بعضاً نامانوس استفاده نکنید. هیچ چیز نمی‌تواند سریعتر از علایم اختصاری بی‌معنی یا اشاره به بیماریها، داروها، گزارشها یا مکانهایی که مخاطب « نمی‌داند » او را از خواندن مقاله منصرف نماید.
  • از تکرار فراوان واژگان کلیدی پرهیز کنید زیرا به زیبایی مقدمه لطمه می زند.
  • همواره به همخوانی عنوان پژوهش و مشکل مورد مطالعه توجه کنید و در گیرودار تحریر از این نکته مهم غافل نمانید.
  • برای مخاطبتان بنویسید؛ نه برای خودتان . بعضاً مولفان در خصوص آنچه می‌خواهند بگویند و نیز مخاطبینشان توجه کافی ندارند. آنها نگارش خود را با ایده‌ای شروع می‌کنند و امیدوارند خواننده با درایت شخصی خود نکات مهم آنرا دریابد و اعتراضی هم نکند. این اشکال بویژه در مقالاتی که از جانب متخصصان برای پزشکان عمومی نوشته می‌شود به وفور دیده می‌شود.

سخن پایانی اینکه برای کسب مهارت در نوشتن مقدمه، زیاد بنویسید و از نویسندگان ماهرالگو بگیرید.

 

لطفا نظر خود را برای این نوشته به ما اعلام کنید

نظر دهید